مرگ مغـــزی

مغز انسان و توانایی های آن در طول هزاران سالی که از پیدایش بشریت می گذرد باعث شگفتی خود انسان شده است. مغز همانند یک فرمانده ی با تجربه و آگاه به تمام مسائل پیرامونش، با دریافت کنش های محیط بیرون و درون، دستور فراکنش های مناسب با آن را صادر می کند.

یک برش طولی، مغز انسان را به دو نیم کره تقسیم می‌کند که به وسیله جسم پینه ای به هم متصل شده‌اند. با وجود شباهت بسیار زیاد و متقارن بودن ‌دو نیم کره، وظایف هر قشر متفاوت است. هر کدام از این نیمکره ها توسط دو شیار حقیقی و یک شیار فرضی به چهار قسمت تقسیم می شوند که عبارتند از : قسمت پیشانی ، قسمت آهیانه ، قسمت گیجگاهی و قسمت پس سری.

هر کدام از این قسمت ها مسئول یک فرآیند شناختی و یا عملکردی در انسان می باشند و هر یک توسط سرخرگی مختص به خود تغذیه می شوند که اختلال در خون رسانی هر قسمت منجر به اختلال در قسمتی از عملکرد انسان می شود. به عنوان مثال قسمت انتهایی بخش پیشانی (از خارج) مسئول حرکت اندام فوقانی و همین بخش از داخل، مسئول حرکت اندام تحتانی است و یا بخش قدامی قسمت آهیانه مسئول حواس پنج گانه است، قسمت شنیداری در بخش گیجگاهی و قسمت دیداری در بخش پس سری است و ...

تمامی رشته های عصبی مربوط به حرکات بدن انسان از قشر مغز حرکت می کنند، در ساقه ی مغز تقاطع می نمایند و دستور حرکت را به اندام ها می برد و بر عکس، تمام رشته های عصبی حسی پس از دریافت پیام ها از محیط به سمت قشر مخ حرکت می کنند تا دستورات لازم را دریافت کنند .

مرکز تجمع تمامی الیاف حسی حرکتی در قشر مغز قرار دارد.

ساقه ی مغز منشاء تعدادی از حرکات مانند تنفس، تنظیم فشار خون، ضربان قلب و بسیاری از اعمال مشترک انسان، حیوان و در برخی موارد حتی نباتات می باشد که مهم ترین آن تنفس است .

در چه صورت ضایعه مغزی باعث مرگ مغزی میشود؟

حالت اول – زندگی نباتی

اگر فقط خون رسانی قشر مغز مختل گردد، تمامی حس و حرکت بیمار از بین می رود و تنفس و سایر موارد ذکر شده که از ساقه ی مغز منشاء گرفته است باقی می ماند.

این وضعیت تقریبا همیشه در پی کما رخ می دهد. با اینکه شخص بیدار بنظر می رسد (چشمانش باز است)، نیاز به دستگاه تنفس مصنوعی ندارد و دارای یک سری حرکات غیر ارادی اعضای خویش است، هیچ عملکرد ذهنی و شناختی ندارد. این ها در واقع بیمارانی هستند و ممکن است سال ها در این حالت باقی بماند و سپس به حیات مجدد باز گردد یا از دنیا برود.به این حالت زندگی نباتی گفته می شود.

حالت دوم – انسان قفل شده

حال اگر در یک بیمار ، فقط خون رسانی ساقه ی مغز مختل گردد و قشر مغز سالم بماند، طبیعتا با بیماری روبرو هستیم که فاقد هر گونه حرکت است ( به جز تعدادی از حرکات چشم که الیاف آن از خارج از ساقه ی مغز به طرف قشر مغز حرکت می کند ) و دارای تنفس نیز نمی باشد ولی قدرت ادراک کامل دارد و با حرکات چشم، می تواند به سئوالات، پاسخ بلی یا خیر بده. این مورد که به آن، عارضه ی انسان قفل شده اطلاق می گردد و ملال آورترین حالت ممکن می باشد.

این بیماران به علت عدم توانایی در تنفس باید دارای دستگاه تنفس مصنوعی باشند و شاید سال ها به این حالت باقی بمانند. بیماران فوق به ندرت برگشت پذیرند و عموما بر اثر عوارض عفونی، فوت می کنند.

حالت سوم – مرگ مغزی

در حالت سوم که در بیماران مرگ مغزی اتفاق می افتد خون رسانی به هر دو قسمت قشر مغز و ساقه ی مغز مختل می گردد و با بیماری روبرو هستیم که هیچ گونه حرکت و ادراکی ندارد.

در این افراد مرگ مغز رخ می دهد و بافت مغز به صورت فراگیر، نابود می شود و حالتی بی شکل و برگشت ناپذیر، شبیه به ماست را به خود می گیرد. لازم به ذکر است که پس از بروز مرگ مغزی هر چه زمان بگذرد، یک به یک اعضا نیز دچار از بین رفتگی و به عبارتی گندیدگی شده و قابل استفاده نخواهند بود .

تفاوت مرگ مغزی و کما چیست؟

کما در واقع یک نوع اختلال در کارکرد مغز است که شخص دچار کاهش شدید سطح هوشیاری می گردد و به هیچ یک از تحریکات پیرامونش، پاسخ نمی دهد.

در کما ساختمان سلول تخریب نشده و فقط عملکرد این سلول ها مختل می شود. این عملکردِ مختل ممکن است پس از مدتی حتی طولانی، مجدداً برقرار شود و بیمار، هوشیار گردد.

؛ این در حالی است که در مرگ مغزی بدلیل تخریب سلول ها هیچ برگشتی وجود نخواهد داشت. فرد مرگ مغزی در ظاهر شبیه به بیمار کمای عمیق است.

علل شایع مرگ مغزی کدامند؟

- تصادفات رانندگی

- وارد آمدن ضربه شدید به سر

- سقوط از ارتفاع

- غرق شدن در آب

- مسمومیت ها

- خونریزی های داخلی مغز و همچنین سکته مغزی.

عوامل فوق چگونه منجر به مرگ مغزی می شوند؟

4 رگ اصلی که از گردن وارد جمجمه می شوند وظیفه خون رسانی به مغز و ساقه مغز را به عهده دارند. برخی موارد مانند ضربه به سر، خون ریزی مغزی ناشی از پاره شدن عروق مغزی، تومورهای مغزی و ... موجب بالا رفتن فشار داخل مغز شده و بدلیل غیر قابل اتساع بودن استخوان های جمجمه، فشار بالا، موجب بسته شدن عروق داخل مغز می شود .

همان طور که قبلا نیز گفته شد، این واقعه منجر به قطع خون رسانی به سلول های مغزی شده و کلیه سلول های مغز و ساقه مغز بطور کامل تخریب می گردند.

گاهی به علت قطع اکسیژن رسانی به مغز برای مثال خفگی یا ایست قلبی تنفسی بدون قطع خون رسانی همه سلول های مغز و ساقه مغز با هم تخریب شده و مرگ مغزی اتفاق می افتد.

آیا صحیح است که به دنبال بروز مرگ مغزی ضربان قلب و تنفس ادامه پیدا می کند؟

بدلیل اینکه مرکز تنفس در ساقه مغز قرار دارد با بروز مرگ مغزی بلافاصله تنفس قطع می شود ولی قلب که دارای یک باتری اتوماتیک است، می تواند حتی در صورت قطع سر از بدن یا بیرون آوردن قلب از بدن و گذاشتن آن در سرم فیزیولوژیک برای چند دقیقه و در صورت رساندن اکسیژن برای چند ساعت تا چند روز به طپش خود ادامه دهد.

اگر در فاصله ی زمانی کوتاه پس از ایجاد حادثه ای که منجر به مرگ مغزی شده است ( چند دقیقه ) ، بیمار به دستگاه تنفس مصنوعی وصل شود با ادامه ی ضربان قلب ( بر اثر رساندن اکسیژن بادستگاه تنفس مصنوعی ) می توان خونرسانی اعضا و احشای بدن را برای مدت کوتاه ( از یک روز تا نهایتا" 14 روز) حفظ نمود تا در صورت رضایت خانواده به اهدای عضو ، موجبات نجات جان چندین بیمار نیازمند به پیوند را از مرگ حتمی فراهم کرد و در غیر این صورت پس از گذشت این زمان، ایست قلبی یا مرگ متعارف عارض می شود. تنفس در افراد مرگ مغزی توسط دستگاه ادامه پیدا می کند و خود فرد مرگ مغزی تنفس ندارد.

تشخیص مرگ مغزی چگونه داده می شود؟

بلافاصله بعد از شناسایی مورد مشکوک به مرگ مغزی، از واحد فرآهم آوری اعضا، هماهنگ کننده اهدای عضو ( که همان معاینه کننده ی اولیه است)، بر بالین بیمار حاضر می شود و بیمار را ویزیت می کند.

ابتدا شرح حال بیماری و پرونده بیمار، به دقت بررسی می شود، سپس بیمار، از نظر عملکرد اعصاب 12 گانه ساقه مغزی ( تمامی معاینات مربوط به قشر و ساقه ی مغز) با وسواس تمام معاینه می شود و از بیمار، نوار مغز گرفته می شود.

معاینات افراد مرگ مغزی چه چیزی را نشان می دهند؟

- عدم وجود تنفس (تنفس توسط دستگاه تنفس مصنوعی برقرار می شود.)

- عدم احساس درد

- عدم واکنش مردمک ها به نور (با تاباندن نور مردمک ها تنگ نمی شوند.)

- عدم پلک زدن بیمار در صورت تحریک قرنیه ی بیمار با گوشه دستمال یا یک تکه نخ

- با تحریک فرد مرگ مغزی گاهی اوقات حرکاتی در عضلات دست و پا مشاهده می شود که به آن رفلکس نخاعی می گویند. حرکات فوق مرگ مغزی را رد نمی کند چرا که عامل ایجاد آن ها نخاع است نه مغز.

در صورت تردید در مورد تایید مرگ مغزی از چه روش هایی می توان برای تایید قطعی استفاده کرد؟

در صورت کوچکترین تردید، با استفاده از تکنیک های پیشرفته ی تصویربرداری مغز مانند اسکن کامپیوتری مغز(CT Scan )TCD ، ایزوتوپ اسکن و همچنین آنژیوگرافی عروق مغز استفاده می شود که موید عدم وجود هرگونه خون رسانی به مغز می باشند .